نویسنده : مهدی مرادی (زنده)
تاریخ : پنجشنبه بیست و سوم بهمن 1393
یک یادآوری کوچک ؛ اول برای خودم و بعد کسانی که گوش شنوا دارند!

____ یک لحظه هم درنگ نکن...
____ همین الان انجام ده. یقین داشته باش جواب + است.
____ اصلا خودِ خودِ خودِ معجزه ست...

____ احترام به پدر و مادر، بازخورد عجیبی دارد.
____ از سوی خود آنها. از سوی خدا و حتی از درون خودت حس رضایتی پیدا می کنی که
____ شیرینی اش گواراترین مزه را دارد. حس خوش بچگی نسبت به والدین...
____ من هنوز هم محتاج دستان این دو فرشته زمینی هستم.
____ خدایا شکرت که نفسم با نفسشان هم نفس است.
____ الهی شکر.

 

موضوعات مرتبط: اجتماعی، دست نوشته
برچسب‌ها: مهدی مرادی[زنده]
نویسنده : مهدی مرادی (زنده)
تاریخ : پنجشنبه بیست و سوم بهمن 1393

رو درخــــــــــــت با نوک خنــــ ــــ ــــجر، زنده باد درخــــــــــت نوشتیم …



فاصله یه حرف سادست بـــین دیـــدن و نــدیــــدن
بگــــو صرفــــه با کدومـــه شــنیدن یا نـــشنـــیــدن
/ / / /
آیــــنه ها اونــــجا نبــودن تاببینیم که چه زشتــــیم
رو درخــت بانـــوک خــنجر زنده باد درخت نوشـــتیم
/ / / /
شب همیشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه نمی مونه......

— listening to Siavash Ghomayshi.

نویسنده : مهدی مرادی (زنده)
تاریخ : چهارشنبه بیست و دوم بهمن 1393
الحمدلله گویان امروز رو هم از نیمه رد کردیم.
بعد از ظهر روز ۲۲بهمن همگی تون بخیر...
..
..
...


دوستان خوندن مطلب زیر ؛ به نظرم ارزش داره!


...... یه روز یه ترکه میره سبزی فروشی تا کاهو بخره
> عوض اینکه کاهوهای خوب را سوا کند ، همه ی کاهو های نامرغوب را سوا میکنه و
> میخره
> ازش می پرسند چرا اینکار را کردی میگه : صاحب سبزی فروشی پیرمرد فقیری هست
> مردم همه ی کاهوهای خوب را میبرند و این کاهوها روی دست او میمانند و من
> بخاطر اینکه کمکی به او بکنم اینها را میخرم
> اینها را هم میشود خورد
> این ترکه کسی نبود جز عارف بزرگ آقا سید علی قاضی تبریزی (ره)
عارفی که 30 سال مرتب ذکر می گفت: استغفر الله.
مریدی به او گفت: چرا این همه استغفار می کنی، ما که از تو گناهی ندیدیم.
جواب داد: سی سال استغفار من به خاطر یک الحمد لله نابجاست!
روزی خبر آوردند بازار بصره آتش گرفته، پرسیدم: حجره من چه؟
گفتند: مال شما نسوخته...
گفتم: الحمدلله...
معنیش این بود که مال من نسوزد مال مردم به درک!
آن الحمدلله ازسر خودخواهی بود نه خداخواهی.
چه قدر از این الحمدلله ها گفتیم و فکر کردیم شاکریم ...


___ پی نوشت:متن فوق رو عینا از واتس آپ کپی پیست کردم. اینجا صرفا محتوای متن برا من مهم بود و دیگه پیگیری صحت وسقم مطلب با خود دوستان !




موضوعات مرتبط: اجتماعی، سیاسی، دست نوشته، رسانه
برچسب‌ها: مهدی مرادی[زنده]
نویسنده : مهدی مرادی (زنده)
تاریخ : پنجشنبه شانزدهم بهمن 1393
کم کم داریم به راهپیمایی روز 22 بهمن نزدیک میشم. 
گفتم حالا که دهه فجر هستش، یه گریزی بزنیم به 22 بهمن پارسال و گزارش حواشی اون 


    لینک مشاهده آنلاین:                                                   لینک دانلود:
                                                                                 




نویسنده : مهدی مرادی (زنده)
تاریخ : سه شنبه بیست و سوم دی 1393
مظلب اول : احترام

یکم قدیمیه. اما دوباره خوندنش به من یکی که حس تازگی میده 
 احــــــترام مثـــــــــه آبِ تـــــــوی کـــویـــــــــره ! 
دیالوگی از فیلم "مردی برای تمام فصول"

پی نوشت : این فیلم در سال 1966 ساخته و تاکیدی بر اخلاق مداری فردی و البته اجتماعی داره!
پیشنهاد میکنم اگه این فیلم رو ندیدید حتـــــــــما ببینید. اگر هم دیدید بازم ببینید ، ضرر نداره ;)

 
شایدم بشه گفت :

احترام مثه لباس میمونه به بعضیا اصأ نمیــاد !

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

مطلب دوم : فقر فکری در جامعه !

ﻣﺮﺩﯼ ﺩﺭ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺭﺍﻧﻨﺪﮔﯽ، ﺩﺭﺳﺖ ﺟﻠﻮﯼ ﺣﻴﺎﻁ ﻳﮏ ﺗﻴﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ﭘﻨﭽﺮ ﺷﺪ ﻭ ﻣﺠﺒﻮﺭ ﺷﺪ
ﻫﻤﺎﻧﺠﺎ ﺑﻪ ﺗﻌﻮﻳﺾ ﻻﺳﺘﻴﮏ ﺑﭙﺮﺩﺍﺯﺩ.

ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﺳﺮﮔﺮﻡ ﺍﻳﻦ ﮐﺎﺭ ﺑﻮﺩ، ﻣﺎﺷﻴﻦ ﺩﻳﮕﺮﯼ ﺑﻪ ﺳﺮﻋﺖ ﺍﺯﺭﻭﯼ ﻣﻬﺮﻩ ﻫﺎﯼ ﭼﺮﺥ ﮐﻪ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﻣﺎﺷﻴﻦ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﮔﺬﺷﺖ ﻭ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺭﻭﻥ ﺟﻮﯼ ﺁﺏ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﻭ ﺁﺏ ﻣﻬﺮﻩ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﺮﺩ .
ﻣﺮﺩ ﺣﻴﺮﺍﻥ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﭼﮑﺎﺭ ﮐﻨﺪ.
ﺗﺼﻤﻴﻢ ﮔﺮﻓﺖ ﮐﻪ ﻣﺎﺷﻴﻨﺶ ﺭﺍ ﻫﻤﺎﻧﺠﺎ ﺭﻫﺎ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﺮﻳﺪ ﻣﻬﺮﻩ ﭼﺮﺥ ﺑﺮﻭﺩ.
ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺣﻴﻦ، ﻳﮑﯽ ﺍﺯ ﺩﻳﻮﺍﻧﻪ ﻫﺎ ﮐﻪ ﺍﺯ ﭘﺸﺖ ﻧﺮﺩﻩ ﻫﺎﯼ ﺣﻴﺎﻁ ﺗﻴﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ﻧﻈﺎﺭﻩ ﮔﺮ ﺍﻳﻦ ﻣﺎﺟﺮﺍ ﺑﻮﺩ، ﺍﻭ ﺭﺍ ﺻﺪﺍ ﺯﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ:
ﺍﺯ ٣ ﭼﺮﺥ ﺩﻳﮕﺮ ﻣﺎﺷﻴﻦ، ﺍﺯ ﻫﺮ ﮐﺪﺍﻡ ﻳﮏ ﻣﻬﺮﻩ ﺑﺎﺯﮐﻦ ﻭ ﺍﻳﻦ ﻻﺳﺘﻴﮏ ﺭﺍ ﺑﺎ ٣ ﻣﻬﺮﻩ ﺑﺒﻨﺪ ﻭ ﺑﺮﻭ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺗﻌﻤﻴﺮﮔﺎﻩ ﺑﺮﺳﯽ .
ﺁﻥ ﻣﺮﺩ ﺍﻭﻝ ﺗﻮﺟﻬﯽ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﺣﺮﻑ ﻧﮑﺮﺩ ﻭﻟﯽ ﺑﻌﺪ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺵ ﻓﮑﺮ ﮐﺮﺩ ﺩﻳﺪ ﺭﺍﺳﺖ ﻣﯽﮔﻮﻳﺪ
ﻭ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺳﺖ ﻫﻤﻴﻦ ﮐﺎﺭ ﺭﺍ ﺑﮑﻨﺪ.

ﭘﺲ ﺑﻪ ﺭﺍﻫﻨﻤﺎﻳﯽ ﺍﻭ ﻋﻤﻞ ﮐﺮﺩ ﻭ ﻻﺳﺘﻴﮏ ﺯﺍﭘﺎﺱ ﺭﺍ ﺑﺴﺖ.
ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺣﺮﮐﺖ ﮐﻨﺪ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺩﻳﻮﺍﻧﻪ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ: ‏"ﺧﻴﻠﯽ ﻓﮑﺮ ﺟﺎﻟﺐ ﻭ ﻫﻮﺷﻤﻨﺪﺍﻧﻪ ﺍﯼ ﺩﺍﺷﺘﯽ."
ﭘﺲ ﭼﺮﺍ ﺗﻮﯼ ﺗﻴﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻨﺖ؟
ﺩﻳﻮﺍﻧﻪ ﻟﺒﺨﻨﺪﯼ ﺯﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ:
ﻣﻦ ﺍﻳﻨﺠﺎﻡ ﭼﻮﻥ ﺩﻳﻮﺍﻧﻪ ﺍﻡ.
ﻭﻟﯽ ﺍﺣﻤﻖ ﮐﻪ ﻧﻴﺴﺘﻢ…

فقر ، شب را " بی غذا " سر كردن نیست،
فقر ، روز را " بی اندیشه" سر كردن است!

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

مطلب سوم : سه صافی مهم!!

/  حرف های خود را از 3 صافی رد کنید/
شخصی نزد همسایه اش رفت و گفت: گوش کن، میخواهم چیزی برایت تعریف کنم.
دوستی به تازگی در مورد تو میگفت...

همسایه حرف او را قطع کرد و گفت: قبل از اینکه تعریف کنی، بگو آیا حرفت را از میان سه صافی گذراندهای یا نه؟
گفت: کدام سه صافی؟
اول از میان صافی واقعیت. آیا مطمئنی چیزی که تعریف میکنی واقعیت دارد؟ گفت نه. من فقط آن را شنیده‌ام. شخصی آن را برایم تعریف کرده است.
سری تکان داد و گفت: پس حتما آن را از میان صافی دوم یعنی خوشحالی گذرانده ای. یعنی چیزی را که میخواهی تعریف کنی، حتی اگر واقعیت نداشته باشد، باعث خوشحالی ام می‌شود.
گفت: دوست عزیز، فکر نکنم تو را خوشحال کند. بسیار خوب، پس اگر مرا خوشحال نمیکند، حتما از صافی سوم، یعنی فایده، رد شده است. آیا چیزی که میخواهی تعریف کنی، برایم مفید است و به دردم می‌خورد؟ نه، به هیچ وجه!
همسایه گفت: پس اگر این حرف، نه واقعیت دارد، نه خوشحال‌کننده است و نه مفید، آن را پیش خود نگهدار و سعی کن خودت هم زود فراموشش کنی.
بیاید ما هم از این صافی ها استفاده کنیم

موضوعات مرتبط: اجتماعی، فرهنگی، دست نوشته
برچسب‌ها: مهدی مرادی[زنده]
نویسنده : مهدی مرادی (زنده)
تاریخ : چهارشنبه دوازدهم آذر 1393
شنیدید که میگن :
حرفه دیگه, حرف مُفت که مالیات نداره!!

اما من میگم ای کاش داشت.
چرا که حرف مفت, تهمت, غیبت و... بین مردم خیلی زیاده!!
و فکرشو بکن اگه فقط به ۱ درصد از این همه حرف مالیات تعلق میگرفت.
دولت سر ماه میلیاردر میشد.
+++ تازشم یک نوع درآمد غیرنفتی محسوب میشه :-P

مهدی مرادی, آذر ۹۳

 

موضوعات مرتبط: اجتماعی، فرهنگی، دست نوشته
برچسب‌ها: مهدی مرادی[زنده]
 
 
20 فروردین 1393 - تئاتر شهر
_چهارراه ولیعصر. تهران. ایران



به نام آشنای دوست..
مهدی هستم با شهرت مرادی

‏‎‎Reporter‎‏ / Editor در ‏‎IRIB‎‏

‏‎Architecture‎‏ در IAUT‎

‎Ardabil, Iran
‏‎Tabriz, Iran‎‏


https://www.facebook.com/MehdiMoradi.ir
.
..
.....
........
...........
..............
...................
انسان هایی که در آگاهی دنیای فیزیکی زندگی میکنند و به سفرهای درونی پناه نمی برند انسان های بی تفاوتی هستند که فقط زیست میکنند.سفر کردن ذهنی میتواند در ارضای آرزوهای پنهان شده و رازهای درونی، اضطراب های عاطفی را کنترل کند.
وجدان وضمیر ناخودآگاه ما چه گناهی دارد،که این همه دروغ ها را باید در یک جای مناسبی در مغز بایگانی و مخفی کرده و ما را در یک بحران نگه دارد. به همین دلیل در سفر های درونی میتوانیم این انرژی های پر بار و خطرناک راتخلیه کرده و خویش را نجات دهیم.
ما در قانون رویا دیدن و سفر کردن این موضوع را حقیقت اصلی قبول داریم نه چیزی که در واقعیت جهان فیزیکی اتفاق افتاده.باید با کارکردهای ذهنی و درونی خود کاملا" آشنا شده و آنرا تجربه کنید.چون ما دائما" بین گناه مخفی شده و صداقت ظاهری در حال جنگ هستیم....