نویسنده : مهدی مرادی (زنده)
تاریخ : سه شنبه بیست و سوم دی 1393
مظلب اول : احترام

یکم قدیمیه. اما دوباره خوندنش به من یکی که حس تازگی میده 
 احــــــترام مثـــــــــه آبِ تـــــــوی کـــویـــــــــره ! 
دیالوگی از فیلم "مردی برای تمام فصول"

پی نوشت : این فیلم در سال 1966 ساخته و تاکیدی بر اخلاق مداری فردی و البته اجتماعی داره!
پیشنهاد میکنم اگه این فیلم رو ندیدید حتـــــــــما ببینید. اگر هم دیدید بازم ببینید ، ضرر نداره ;)

 
شایدم بشه گفت :

احترام مثه لباس میمونه به بعضیا اصأ نمیــاد !

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

مطلب دوم : فقر فکری در جامعه !

ﻣﺮﺩﯼ ﺩﺭ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺭﺍﻧﻨﺪﮔﯽ، ﺩﺭﺳﺖ ﺟﻠﻮﯼ ﺣﻴﺎﻁ ﻳﮏ ﺗﻴﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ﭘﻨﭽﺮ ﺷﺪ ﻭ ﻣﺠﺒﻮﺭ ﺷﺪ
ﻫﻤﺎﻧﺠﺎ ﺑﻪ ﺗﻌﻮﻳﺾ ﻻﺳﺘﻴﮏ ﺑﭙﺮﺩﺍﺯﺩ.

ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﺳﺮﮔﺮﻡ ﺍﻳﻦ ﮐﺎﺭ ﺑﻮﺩ، ﻣﺎﺷﻴﻦ ﺩﻳﮕﺮﯼ ﺑﻪ ﺳﺮﻋﺖ ﺍﺯﺭﻭﯼ ﻣﻬﺮﻩ ﻫﺎﯼ ﭼﺮﺥ ﮐﻪ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﻣﺎﺷﻴﻦ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﮔﺬﺷﺖ ﻭ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺭﻭﻥ ﺟﻮﯼ ﺁﺏ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﻭ ﺁﺏ ﻣﻬﺮﻩ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﺮﺩ .
ﻣﺮﺩ ﺣﻴﺮﺍﻥ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﭼﮑﺎﺭ ﮐﻨﺪ.
ﺗﺼﻤﻴﻢ ﮔﺮﻓﺖ ﮐﻪ ﻣﺎﺷﻴﻨﺶ ﺭﺍ ﻫﻤﺎﻧﺠﺎ ﺭﻫﺎ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﺮﻳﺪ ﻣﻬﺮﻩ ﭼﺮﺥ ﺑﺮﻭﺩ.
ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺣﻴﻦ، ﻳﮑﯽ ﺍﺯ ﺩﻳﻮﺍﻧﻪ ﻫﺎ ﮐﻪ ﺍﺯ ﭘﺸﺖ ﻧﺮﺩﻩ ﻫﺎﯼ ﺣﻴﺎﻁ ﺗﻴﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ﻧﻈﺎﺭﻩ ﮔﺮ ﺍﻳﻦ ﻣﺎﺟﺮﺍ ﺑﻮﺩ، ﺍﻭ ﺭﺍ ﺻﺪﺍ ﺯﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ:
ﺍﺯ ٣ ﭼﺮﺥ ﺩﻳﮕﺮ ﻣﺎﺷﻴﻦ، ﺍﺯ ﻫﺮ ﮐﺪﺍﻡ ﻳﮏ ﻣﻬﺮﻩ ﺑﺎﺯﮐﻦ ﻭ ﺍﻳﻦ ﻻﺳﺘﻴﮏ ﺭﺍ ﺑﺎ ٣ ﻣﻬﺮﻩ ﺑﺒﻨﺪ ﻭ ﺑﺮﻭ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺗﻌﻤﻴﺮﮔﺎﻩ ﺑﺮﺳﯽ .
ﺁﻥ ﻣﺮﺩ ﺍﻭﻝ ﺗﻮﺟﻬﯽ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﺣﺮﻑ ﻧﮑﺮﺩ ﻭﻟﯽ ﺑﻌﺪ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺵ ﻓﮑﺮ ﮐﺮﺩ ﺩﻳﺪ ﺭﺍﺳﺖ ﻣﯽﮔﻮﻳﺪ
ﻭ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺳﺖ ﻫﻤﻴﻦ ﮐﺎﺭ ﺭﺍ ﺑﮑﻨﺪ.

ﭘﺲ ﺑﻪ ﺭﺍﻫﻨﻤﺎﻳﯽ ﺍﻭ ﻋﻤﻞ ﮐﺮﺩ ﻭ ﻻﺳﺘﻴﮏ ﺯﺍﭘﺎﺱ ﺭﺍ ﺑﺴﺖ.
ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺣﺮﮐﺖ ﮐﻨﺪ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺩﻳﻮﺍﻧﻪ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ: ‏"ﺧﻴﻠﯽ ﻓﮑﺮ ﺟﺎﻟﺐ ﻭ ﻫﻮﺷﻤﻨﺪﺍﻧﻪ ﺍﯼ ﺩﺍﺷﺘﯽ."
ﭘﺲ ﭼﺮﺍ ﺗﻮﯼ ﺗﻴﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻨﺖ؟
ﺩﻳﻮﺍﻧﻪ ﻟﺒﺨﻨﺪﯼ ﺯﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ:
ﻣﻦ ﺍﻳﻨﺠﺎﻡ ﭼﻮﻥ ﺩﻳﻮﺍﻧﻪ ﺍﻡ.
ﻭﻟﯽ ﺍﺣﻤﻖ ﮐﻪ ﻧﻴﺴﺘﻢ…

فقر ، شب را " بی غذا " سر كردن نیست،
فقر ، روز را " بی اندیشه" سر كردن است!

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

مطلب سوم : سه صافی مهم!!

/  حرف های خود را از 3 صافی رد کنید/
شخصی نزد همسایه اش رفت و گفت: گوش کن، میخواهم چیزی برایت تعریف کنم.
دوستی به تازگی در مورد تو میگفت...

همسایه حرف او را قطع کرد و گفت: قبل از اینکه تعریف کنی، بگو آیا حرفت را از میان سه صافی گذراندهای یا نه؟
گفت: کدام سه صافی؟
اول از میان صافی واقعیت. آیا مطمئنی چیزی که تعریف میکنی واقعیت دارد؟ گفت نه. من فقط آن را شنیده‌ام. شخصی آن را برایم تعریف کرده است.
سری تکان داد و گفت: پس حتما آن را از میان صافی دوم یعنی خوشحالی گذرانده ای. یعنی چیزی را که میخواهی تعریف کنی، حتی اگر واقعیت نداشته باشد، باعث خوشحالی ام می‌شود.
گفت: دوست عزیز، فکر نکنم تو را خوشحال کند. بسیار خوب، پس اگر مرا خوشحال نمیکند، حتما از صافی سوم، یعنی فایده، رد شده است. آیا چیزی که میخواهی تعریف کنی، برایم مفید است و به دردم می‌خورد؟ نه، به هیچ وجه!
همسایه گفت: پس اگر این حرف، نه واقعیت دارد، نه خوشحال‌کننده است و نه مفید، آن را پیش خود نگهدار و سعی کن خودت هم زود فراموشش کنی.
بیاید ما هم از این صافی ها استفاده کنیم

موضوعات مرتبط: اجتماعی، فرهنگی، دست نوشته
برچسب‌ها: مهدی مرادی[زنده]
نویسنده : مهدی مرادی (زنده)
تاریخ : چهارشنبه دوازدهم آذر 1393
شنیدید که میگن :
حرفه دیگه, حرف مُفت که مالیات نداره!!

اما من میگم ای کاش داشت.
چرا که حرف مفت, تهمت, غیبت و... بین مردم خیلی زیاده!!
و فکرشو بکن اگه فقط به ۱ درصد از این همه حرف مالیات تعلق میگرفت.
دولت سر ماه میلیاردر میشد.
+++ تازشم یک نوع درآمد غیرنفتی محسوب میشه :-P

مهدی مرادی, آذر ۹۳

 

موضوعات مرتبط: اجتماعی، فرهنگی، دست نوشته
برچسب‌ها: مهدی مرادی[زنده]
نویسنده : مهدی مرادی (زنده)
تاریخ : چهارشنبه بیست و هشتم آبان 1393
چی میشد
واسه کنترل تلویزیون هم یه چیزی مثله این تلفن بی سیما پیجر میذاشتن.
باز قدیم کنترل 1 دونه بود الان که شده 2 تا
آخه من چجوری کنترل رو پیداآآآآآآآآآآآآآآآ کنــــــــــــــــــــــــم !!!!!؟

 

موضوعات مرتبط: دست نوشته
نویسنده : مهدی مرادی (زنده)
تاریخ : سه شنبه سیزدهم آبان 1393
امروز 
اردبـــیـــــل ســـفـــید پــــوش شد.

برای نمایش عکس کلیک کنید.

موضوعات مرتبط: خبرهای استانی، دست نوشته
برچسب‌ها: مهدی مرادی[زنده]
نویسنده : مهدی مرادی (زنده)
تاریخ : یکشنبه یازدهم آبان 1393

حسین علیه السلام برا چه به کربلا رفت!
آیا واقعا این مجلس. مجلس عزای حسین است؟
کجای اســــلام از جدایی ئو چنددسته گـی حرفی آمده ؟؟؟؟

که در یک محله چند ده نفره 4 دسته عزاداری به پا می شود.!!
و رقایتشان به جای اینکه برای درک بهتر مفهوم عاشورا باشد
رقابتی ست بر سر افزایش چراغ های چلچراغ تکیه عزاداریشان
یا حتی سخیف تر ؛ اینکه طبل کدوم هیئت بزرگتر از آن یکی ست!
این جماعت خودشان هم نمی دانند چکار می کنند!!!!!!!!!!!!!!



__ حسین علیه السلام بیشتر از آب تشنه ی لبیک بود. افسوس که به جای افکارش، زخم های تنش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند.
__ حسین (ع) یک درس بزرگ‌تر ازشهادتش به ما داده است و آن نیمه‌تمام گذاشتن حج و به سوی شهادت رفتن است. مراسم حج را به پایان نمی‌برد تا به همه حج‌گزاران تاریخ، نمازگزاران تاریخ، مؤمنان به سنت ابراهیم، بیاموزد که اگر هدف نباشد، اگر حسین (ع) نباشد و اگر یزید باشد، چرخیدن بر گرد خانه خدا، با خانه بت، مساوی است.

__ دکتر علی شریعتی

موضوعات مرتبط: فرهنگی، مذهبی، دست نوشته
برچسب‌ها: مهدی مرادی[زنده]
نویسنده : مهدی مرادی (زنده)
تاریخ : چهارشنبه سی ام مهر 1393
تماشای آنلاین ویدئو قسمت چهلم فرهنگنامه 

 
 
20 فروردین 1393 - تئاتر شهر
_چهارراه ولیعصر. تهران. ایران



به نام آشنای دوست..
مهدی هستم با شهرت مرادی

‏‎‎Reporter‎‏ / Editor در ‏‎IRIB‎‏

‏‎Architecture‎‏ در IAUT‎

‎Ardabil, Iran
‏‎Tabriz, Iran‎‏


https://www.facebook.com/MehdiMoradi.ir
.
..
.....
........
...........
..............
...................
انسان هایی که در آگاهی دنیای فیزیکی زندگی میکنند و به سفرهای درونی پناه نمی برند انسان های بی تفاوتی هستند که فقط زیست میکنند.سفر کردن ذهنی میتواند در ارضای آرزوهای پنهان شده و رازهای درونی، اضطراب های عاطفی را کنترل کند.
وجدان وضمیر ناخودآگاه ما چه گناهی دارد،که این همه دروغ ها را باید در یک جای مناسبی در مغز بایگانی و مخفی کرده و ما را در یک بحران نگه دارد. به همین دلیل در سفر های درونی میتوانیم این انرژی های پر بار و خطرناک راتخلیه کرده و خویش را نجات دهیم.
ما در قانون رویا دیدن و سفر کردن این موضوع را حقیقت اصلی قبول داریم نه چیزی که در واقعیت جهان فیزیکی اتفاق افتاده.باید با کارکردهای ذهنی و درونی خود کاملا" آشنا شده و آنرا تجربه کنید.چون ما دائما" بین گناه مخفی شده و صداقت ظاهری در حال جنگ هستیم....